یزدان سلحشور

آثار و نظرات "ی.س"شاعر , نویسنده , منتقد و روزنامه نگار

 
نویسنده : یزدان سلحشور - ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 
قدیمی‌ها سراغ قدیمی‌ها می‌روند

 


آقای قاضی! کسی را برای خندیدن محاکمه نمی‌کنند اما الآن من صرفاً برای خندیدن در پیشگاه شمایم. مطمئنم که باور نمی‌کنید. لطفاً استناد نکنید به محتویات پرونده که اشاراتی دارد به تخلیه «LCD»‌های آن مغازه؛ چه انتظاری دارید؟ که دَر ِ یک مغازه باز باشد و یک وانت هم جلویش پارک شده باشد و ساعت هم «دو»ی بعد از نیمه‌شب باشد و آدم بگذارد آن همه سینمای خانگی و بقیه اقلام، راحت در معرض سرقت رقبا قرار بگیرد؟ اینجور چیزها از مرام حرفه‌ای ما به دور است. ضمناً! آقای بازپرس طی روند بازپرسی چند باری از اسامی افراد مجهول‌الهویه‌ای به نام «مال خر» اسم بردند که بنده با اینجور افراد مشکوک مراوده ندارم. بنده فقط یک «سیروس DVD» می‌شناسم که جهت گسترش امر ارتباطات در کشور بسیار کوشاست و بنده هم نمی‌توانم در 70 سالگی سراغ کس دیگری بروم. قدیمی‌ها سراغ قدیمی‌ها می‌روند حتی اگر مثل این سیروس خودمان، اسمش قبلاً «سیروس رادیو» بوده باشد...
بگذریم!‌ ببینید آقای قاضی! رعایت انصاف را بفرمایید! اولاً که چیزی از مغازه کسر نشده ثانیاً خسارتی وارد نشده حتی قفل رمزدار دیجیتالی مغازه هم با کلید مخصوص این کار باز شده و دوباره قابل استفاده است؛ می‌ماند جواب صاحب وانت که به دلیل به سرقت رفتنش یک روز درآمد نداشته که آن هم پای من؛ چشم! تقدیم می‌کنم. سارق وانت هم که اساساً نامشخص است بنده کنار خیابان پیدایش کردم. یک خرج تخلیه دوباره وانت و انتقال اجناس به مغازه می‌ماند که صاحب مغازه از قرار معلوم از دو شاگردش استفاده کرده؛ پول آن را که دیگر من نباید بدهم؛ اما قضیه به اینجا تمام نمی‌شود. می‌خواهم رسماً از سیستم تلویزیون این مملکت شکایت کنم. آخر شما قضاوت کنید آقای قاضی! ساعت یک و نیم بعد از نیمه‌شب هم فیلم چارلی‌ چاپلین پخش می‌کنند؟ باور کنید اگر مشغول دیدن این فیلم و خندیدن نمی‌شدم، اصلاً امکان نداشت آن موقع شب مزاحم مأموران زحمتکش نیروی انتظامی شوم!

 
comment نظرات ()